در حال بارگذاری...
سه شنبه, 1 مهر 1393 | 21:52:55

10 مهر روز جشن مهرگان ایرانیان / مهرگان چیست؟

نسخه مناسب چاپنسخه مناسب چاپارسال به دوستانارسال به دوستان

امتیاز

(این چیست؟)
تعداد بازدید:2293
تعداد نظرات: 0
تاریخ : 10 مهر, 1391 - 09:29
مردمان سرزمينهای پُشته ايران ، جشنهای فراوانی را بنياد نهاده اند که نميايانگر و يادآور ديد و باور آنان به يادبودهای ملی‌ميهنی، استوره‌ای، حماسی، تاريخی، آيينی و يا طبيعی (پرهامی) و همانند آنها می باشند. بازتاب های آنچنان جشن‌های فراوان و روان‌افزايی بودند که مادران و پدران ما را، انسان‌هايی سرخوش، خرسند، شادمان، نيک‌انديش، سرزنده، پيروز و سربلند می‌ساختند!شمار جشن‌های ايرانی را بيش از ۷۳ جشن در سال برآورد کرده‌اند.اين خود می رساند که مردمان پُشته‌ايران در هـر روزشان جشن داشته‌اند، يا روز پيشش به جشن نشسته و يا چشم به راه برگزاریِ جشن روز آينده‌شان بوده‌اند! 
از ميان اين جشنها می‌توان از جشنهای ماهانه نام برد. جشن هايی که با همزمان شدن نام روز با نام ماه برگزار می‌شوند و اگر چه شماری از اين جشنها می‌رفتند که به بوته‌ی فرموشی سپرده شوند، با کوشش ايرانيان فرهنگ‌ دوست از فراموش شدن رهايی بخشيدند، جانی تازه يافته و دوباره برگزار می شوند.

 

 یکی از این جشنها که اگر چه از بزرگترین جشن های کهن بوممان بود، سالیان درازی از درخشش درخورش به دور مانده بود، مهـرگان، جشن مهـر است. این جشن جایگاهی چون نوروز دارد.
 از میان انگیزه های چندی که برای برگزاری این جشن بر شمرده اند. 
بسیاری از سرایندگان، نویسندگان و اندیشمندان، پیروز شدن مردم ایران به سرکردگی فریدون کیانی و با خروش کاوه آهنگـر بر ضحاک ماردوش و ستمگـر را انگیـزه ی بر گـزاری این جشن بـر شمرده اند.

 


خوان یا سفره مهرگانی

از دیدنی و زیباترین ِ خوانها است که از داده‌هایی همچون
 گل و گیاهان خوشبو، شاخه‌های درختان، دانه‌های گیاهی، خشگبار، آیینه یا آبگینه، شمع(فروزه) و شمعدان، مجمر آتش، آش و نان ویژه مهرگانی، میوه‌های گوناگون و رنگارنگ ـ(بنا بر توانایی خداوندِ خوان)ـ و . . . فراهم آورده می‌شود.
 بر خوان یا سفره‌ی مهرگانی

این‌چیزها را می‌توان دید:
آیینه و سرمه‌دان، شمع(فروزه) و شمعدان و لاله‌ی روشن،مجمر آتش، جامی از آب که می تواند با نارنجی شناور در آن آراسته و زیباتر شود، گل و گلدان، گیاه خوشبوی آویشن، سکه سیمِن (نقره‌ای)، شربت و گلاب و شیرینی، سبزی و میوه، به‌ وبژه انار، سیب، عناب و انگورسپید، و ترنج (نگارنده خود در هنگام گستردن خوان مهرگانی چون ترنج و بالنگ و همچنین به نیافتم، مربای ترنج و مربای به را بر خوان نهادم)،
سنجد وبادام و پسته و یا به زبانی دیگر، خشگبار، اسپند و کُندرِ بر آتش نهاده، 
بر خوان مهرگانی هفت شاخه وبرگ از بید، کاج، مورد، سرو، زیتون، به و انار و همچنین آشی بدون گوشت که از هفت ویا دوازده دانه گیاهی تدارک دیده می‌شود و "درون" نام دارد می گزارند. 

سیرُک نبیز نانی است خوان نشین که از آرد هفت دانه فراهم می‌آید و در روغن سرخ می‌شود.


بسیاری از آیین های کهن را، خواهـران و برادران هم فرهنگ دیگر بخش های این پشته ی کهن و به ویژه تاجیکان، بسیار بهتر از ما و با شایستکی، شکوه و ارزش در خورجایگاهشان برگـزار می کنند.

مهرگان - 
جشن مهـــر
 یا به گفته بیرونی‌، جشنِ‌«دوستیِ‌جان»


واژه مهر: 
واژه مهـر را می‌توان:

۱. مهر و عشق و محبت و دوستی دانست، چنانکه حافظ گوید:
 

کمتــر از ذره نیــی « مهـــــر بـــورز »
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
 


 و یا

۲. آنرا نامِ مهـر پاسدار پیمان میان مردمان برشمرد.

مهرگان یا جشنِ مهر:
در آغاز با ارج گزاری و سپاس از پژوهنده ارزنده، "هاشم رضی" که در درازای دوران زندگیش دمی را به دور از پژوهش در راه فـرهنگ پربار میهن نمی گدراند، یادآور می شویم که ایشان واژه‌ی "گان" را پسوندی می‌داند برابر با مهنی جشن، بنا براین یا باید گفت جشن مهـر و یا مهرگان. 


 جشن مهـر یا مهرگان همانند و همپایه نوروز و یکی از کهـن ‌ترین و بزرگترین جشنهایِ‌ملی مردمانِ پشته یا فلاتِ ایران است. 

این جشن در روز مهـر از ماهِ مهـر که در سال شمارِ کهن ایرانی روز شانزدهم مهـر‌ماه بود و در سال شمار نوین در روز دهمِ مهـر‌ماه می‌باشد، برگزار می شود. بر همین پایه‌است که بیرونی در التفیم آورده است : 
"شانزدهم روز است از مهـر ماه" .


مهرگان، همانند نوروز که روز نخستش هنگامه‌یِ برابری روز و شب بهاری (اعتدال ربیعی)، است، در هنگام برابری روز و شبِ پاییزی جای دارد.

مهـرگان همانند نوروز دارای خوان یا سفره‌ای است که آنرا به نامِ خوان یا سفره مهرگانی می‌شناسیم.

 اگر‌چه مهرگان را با برابر و همزمان شدن نام روز مهـر با نام ماه هفتم ایرانیان یعنی مهر ماه به جشن می‌نشیند و خود از جشن های ماهیانه اشت، ولی انگیزه ها ی دیگری را نیز برای برگزاری آن بر می‌شمارند. 


(در سال شمار کهن ایرانیان روز شانزدهم ماه، مهـر روز نام داشت. ولی در سالشمار نوین، روز دهم مهرماه، نام مهـر را بر خود دارد. ‌همچنان که پیشتر و برای نمونه در شهریورگان نیز یاد آور شدیم، در بیش از هزار سال پیش از این، هـر یک از دوازده ماه ایرانی، دارای ۳۰ روز بودند که رویهمرفته ۳۶۰ روز می‌شدند و در پایان ۵ روز دیگر نیز بر ‌آن می افزودند که آن را بهیزک، پنجه دزدیده‌شده یا به زبان عربی پنجه مستقرقه می نامیدند. در سالشماری تازه که با پشتکار خیام نیشابوری بررسی و برآور و جایگزین سال شمار کهن شد. ۶ ماه نخست سال ۳۱ روز، ۵ ماه پس از آن ۳۰ روز و ماه دوازدهم ۲۹ روز دارند و از آنجا که درازای سال ایرانی، ۳۶۵ روز و ۶ ساعت و ... دقیقه و ... ثانیه می‌باشد. ۶ ساعت های هـر سال را تا چهار سال روی هم می گزارند تا بشود ٢۴ساعت یا یک شبانه روز، سپس آن یک روز را در سال ِ چهارم بر ٢٩ روز ماه اسفند، اسپند و یا سپندارمز، می افرایند و ماه دوازدهم را نیز ۳۰ روز بر می‌شمارند و آن سال را کبیسه می‌نامند). 


درمیان جشنهای ایرانیان دو جشن مهر، یا مهرگان و نوروز از ارزش ویژه‌ای برخوردارند. یکی از مهمترن این ویژگیها، آغاز شدن سال نو با هـر یک از آنها بسته به دوران مختلف تاریخ بوده‌، چرای که شماری باور دارند در روزگاران رفته سالیانی نیز مهرگان سرِ سال نو بوده است و سال نو با مهرگان آغاز می‌شده‌است. ولی پس از آن آغار سال نو دوباره به آغازِ فـروردین ماه باز گشت که جای درست آن می باشد در فرهنگ جهانگیری در باره ی مهرگان آمده است که:

« جشنی از این بزرگتر بعد نوروز نباشد»



مسعود سعد سلمان نیز چه مهربان درباره مهرگان می‌سراید:
 


روز مهــر و مـاه مهــر و جشـن فــــرخ مهــــــرگان

مهــــر بیفـــــزا ای نگــار مــاه چهـــــر مهـــربان


مهــربانی کـن به جشن مهرگان و روز مهـــر

مهربانی کن به روز مهـر و جشن مهـــرگان


جـام را چون لاله گـردان از نبید باده ‌رنگ

ونـدر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان

 


برگزاری مهرگان همانند نوروز از شایسته ها و بایسته ها به شمار می آمده است. برای اینکه نمادی از ارزش گـزاری به این روز را از دید دانشمندان دوران اسلام پذیرانندگی ایرانیان برایتان نمونه آوریم. نگاهی می اندازیم به کوتاه نوشته هایی همانند شهـروزی که در باره ی بیرونی آورده و یا مری بویس و ...دیگران که برای نشان دادن ارزش مهرگان در میان مردمان نوشته اند: 

«دست و چشم و فکر او هیچگاه از عمل باز نماند، مگـر
به روز نوروز و مهرگان و یا برای تهیه احتیاجات معا» .


"مری بویس" به نقل از کتزیاس پزشک و درباره ارزش این جشن نزد شاهان هخامنشی می نویسد:

 "این تنها موقع سال است که شاهان پارس میتوانند و حق دارند تا می توانند شراب بنوشند".


 «مسعود سعد سلمان»، می‌نویسد:
 


تا دایم است جنبش گردون و آفتاب
تا واجب است گردش نوروز و مهرگان

جای پای کهرگان در میان مردمان کشورهای دیگر:

تازی یا عرب زبانان مهرجان یا مهرگان به چم فستیوال و جشن به کار می برند. در زبان عربیِ تونسی!‌: 

پارسی اشاره درخور نگرشی دارد به کار بردن نامِ واژه‌ی ایرانی مهرگان در زبانِ عربی تونسی برای جشن:

و شایان توجه است واژه مهرگان که معرب آن مهرجان است در کشورهای عرب زبان به چم جشن بکار برده می شد. در سفری که در سال ۱۹۹۷ به تونس داشت مهرجان هم چنان به چم فستیوال و جشن کاربرد داشت."


سکوی سده و نوروز و به باور فراوان مهرگان:

در دوران گذشته، در شهرهای ایرانی سکوهایی برای برگزاری جشن‌ها می‌ساختند که چیزی همانند سن‌های نمایش تئاتر و یا آمفی تئاترهای امروزی می‌توانسته‌اند باشند. فراموش نکنیم که در هنگام فرمانروایی بهرام گور یا بهرام پنجم درآمد ایرانیان به اندازه ای فراوان بود که به مردم پیشنهاد شد که تنها نیمی از روز را به کار بپردازند و نیمه دیگر را به آسایش و شادی و شادمانی و در پی همین پیشهاد و پدیده های آن بود که بهرام از پادشاه هند درخواست هنرمندانی را کرد و به شمار دوازده هزار تن خواننده و نوازنده و دست افشان و پای کوب که به هنرهای دستی نیز آراسته بودند به سرزمین های زیـر فرمان شاهنشاه ایران آمدند که به گمانی "جیپسی" ها که "کولی" نیز به آنان گفته می شود از همان گروهند.
از سکو هایی که همچون آمفی تاتر های امروزی بودند می گفتیم، این سکوها را برای برگـزاری جشن ها، به ‌ویژه نوروز ، سده و به گمان فراوان مهرگان، تدارک می‌دیده‌اند و می‌نامیده‌اند.

در شاه نامه و هنگامی که اردوان در نبرد با اردشیـر کشته می شود و در پی آن اردشیر در جایی که چشمه ی آب بزرگ و پُر آبی هست، خره ی اردشیر را بنا می کند آمده است:
 

یکی چشمه ی بی کران اندروی
فـراوان از آن چشمه بنهاد روی

بــر آورد بـــر چشمــه آتشکــده
بر او تازه شد مهر و جشن سده

 

در دنباله ی همین داستان آمده است:
 

ز پُر مایه تـر هـر چه بُـد دلپذیـر
همی تاخت تا خــره ی اردشیـــر

بکــرد انـدر آن کشور آتشکــده
بر او تـازه شدا مهـرگان و سـده

و یا در هنگامب که در بار کارهای دوره ی پادشاهی لهراسب سخن می گوید، آورده است:
به هر برزنی جای جشن ِ سده
همـه گِـرد بـر گِـرد آتشکــــده

به هرروی و با رویکردی به داستان بهرام گور که اندکی از آن رل پیشتر خواندید و امید که در هنگامه ای دیگر بسیار بیشتر در باره اش بیاوریم، بودن چنان جاهایی برای گرد آمدن مردم و با شادی و شادمانی نشستن شان دور از راستی نمی تواند باشد.
ناگفته نماند که این شادی خواهی در رگ و خون و باورهای ایرانی جای دارد. بیهوده نیست کخ در سنگ نبشته ی داریوش بزرگ می خوانیم:

"... سپاس اهورامزدا را که جهان بر آفرید،
که مردمان را آفرید،
که شادی را برای مردم آفرید ..."



انگیزه‌های برگزاری:


برای این جشن که برای سپاس‌گزاری از داده‌های پروردگاری برگزار می‌شود، انگیزه‌هایی چند را بـر می‌شمارند که:


۱. مهرگان روز پیروزی فریدون بر ضحاک است. 
این انگیزه که پیروزیِ فریدون بر ضحاک ماردوش باشد را، به ویژه استاد سخن، فردوسی نامدار، کسی که اگـر دامن همت برای نوشتنِ شاهمنامه به کمر نزده بود ما اکنون به زبان پارسی سخن نمی‌گفتیم یادآور می‌شود و می‌نویسد:
 


فریــدون چــو شد بر جهان کامکار
نـدانست جــز خـویشتـن شهـــریار


به رسـم کیان تـاج و تخـت و مهـی
بیـاراســت بـا کـــــاخِ شــــاهنشهی 


به روز خُـجستـه سـرِ مهــــرمـــــاه 
به سـر بَــر نهــاد آن کیــــانی کــلاه


بفـــرمــود تا آتــش افــــــروختنـــد 
همـه عَنبــــر و زعفــران ســوختند


کنون یادگار است از او ماهِ مهـــــر
بکـوش و به رنج ایچ منمای چهــر


بیرونی نیز همین انگیزه را برای بر گزاری این جشن بر می شمارد و در التفیم می نویسد:

 "شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهـر. و اندرین روز افریدون ظفر یافت بر بیوراسب جادو آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند باز داشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشن اند بر کردار آنچ از پس نوروز بود و ششم آن مهرگان بزرگ بود و رام روز نام است و به دین دانندش".

 


چون از بیرونی سخن به میان آوردیم، بد نیست یادآور شویم که بیرونی در باره درازای زندگی ضحاک مار دوش یا "بیوَر‌اسب" و در "آثاارالباقیه" می‌نویسد:

"بیوَراسب هزارسال زیسته و یا فرمانروایی کرده و اندکی پیش از آن زیسته است. پس مردم می‌پندارند که امکانِ هزارسال زیستن وجود دارد و بر این اساس است که مردم به همدیگر می‌گویند هزارسال بزی و آنرا در حد امکان می‌دانند."

از دیدگاهِ نگارنده بدین انگیزه هزار سال زندگی و زیستن را به ضحاک نسبی داده‌اند که بنمایانند که اگر ستم گر و نامردمی، حتا هزار سال هم زندگی کند و دستک و درگاه بسازد، در پایان اسیرِ دست و پنجه‌یِِ داد و داگری یا عدالت خواهد گشت.


۲. مهرگان به انگیزه بزرگداشت مهـر، ایزد پیمان وعهد: 
میتراییان یا پاسداران مهر، مهرگان را به ایزد مهر که او را از ایزدانِ آریایی می‌شناخته‌اند نسبت می‌دهند. 

ایرانیان و هندیان کهن، مهر را ایزد پیمان یا عهد و دشمن دروغ و دروغگویی و پیمان شکنی بـر می‌شمرده‌اند و می‌پنداشته‌اند که اگر کسی پیمان شکنی کند ایزد مهر او را پادافره یا کیفـر خواهد داد.
ناگفته نماند که پس از به اسلام کشانی ایرانیان، تازیان برای نزدیک کردن ایرانیان به خودشان، رخت پهلوانان و فهرمانان ایرانی را بر تن وابستگان خود می پوشاندند و بر همین پایه بود که رخت مهـر پاسدار عهد وپیمان را بر تن مسلمانی پوشاندند و او را به مانند نگاهبان پیمان، یعنی مهر بر زبان مردم روان ساختند. این کس عباس فرزند علی ابن ابی طالب است که سوگند یا قسم حضـرت عباس از آن جا به جایی هاست که بر زبان بسیاری از مردم کوچه و بازار روان می بینیم .



۳. همزمانی روز مهـر و ماهِ مهـر: 
مهرگان همچنین یکی از دوازده جشن ماهانه ایرانی که با برابر شدن نام روز با نام ماه برگزار می‌شوند نیز می‌باشد که در هنگام گردآوری و به انبار سپاریِ فـرآورده‌های تابستانی که خود انگیزه‌ای طبیعی می‌تواند به شمار آید به جشن نشسته می‌شود. 

ناگفته نماند که این جشن به جز از گاهنبار سوم که در سی‌ام شهریور‌ماه و گاهنبار چهارم که در سی‌ام مهرماه برگزار می‌شوند و چگونگیِ برگزاری ویژه خود را دارند می‌باشد.



۴. آغاز زمستان بزرگ: 
در گذشته آریاییان سال را به یک تابستان هفت ماهه و یک زمستان پنج ماهه بخش می‌کردند که مهرگان به پیشباز زمستان بزرگ رفتن می‌توانسته ‌باشد. 

تابستان بزرگِ هفت ماه بودند، فروردین، اردیبهشت، خورداد، تیر، امرداد، شهریور و مهر ماه، و زمستان بزرگِ پنج ماه بودند، آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند. و همچنانکه در شهریورگان آمد، بهار و پاییزی را نمی شناختند مگر تابستان و زمستان را.



۵. جشنِی کشاورزی و هنگام برداشت و به انبار سپاری برداشت های تابستانی. 
گردیزی در این پیوند می نویسد:

"و مهر روز برگزاری جشن خرمن است".




فرهنگ مهر، رییس پیشین دانشگاه پهلوی شیراز در دیدی نو از آیینی کهن به این روز نیز اشاره می کند و می نویسد:
در پنجاه سال اخیر روز مهرگان روز دهقان هم به شمار آمد که البته مناسبت دارد «چرا‌که در زبان پارسی‌هخامنشیان ماه پاییزی مهر‌و‌شهریور "بااگیاادی ?B agayadi " گفته می‌شد که معنای ساده‌ی آن چنین است که در این ماه زمین کشاورزی ( باغ ) را بایستی ورز داد. به مناسبت آغاز سال تحصیلی و به صدا در آمدن زنگ مدرسه ها نیز نام معلم به خود گرفت که آن نیز پسندیده است." 


چگونگی برگزاری مهرگان: 
پیش از رسیدن روز مهـر، باید به پالودن و پاکیزه ساختن خانه و کاشانه پرداخت و همانند نوروز خانه تکانی کرد. و آنگاه آماده برگزاری جشن شد و به گستردن خوان مهرگانی پرداخت.

منبع خبر:

به این خبر رای دهید