در حال بارگذاری...
نام کامل حکیم علی ابن ربن طبری یا ربان طبری با نام کامل علی بن سهل ربان طبری
Hakkim Ali Ibn Rabban Sahl al-Tabari
معرفی اول:
ابن ربَّن طبری یا ابن ربَّان، ابوالحسن علی بن سهل.متولد مرو از اهالی آمل، پزشک، داروشناس و دانشمند و طبیب و فیلسوف و دینشناس بزرگ ایرانی سدة سوم هجری بود. خاندان ابن ربن در خراسان و عراق به علم و فضل آوازه داشتند (ابن ربن، ص ۱۸۹). پدرش، سهل طبری، از دبیران، منجمان و پزشکان مرو بود که طب را همچون پیشه و حرفة خانوادگی و برای خدمت به خلق فراگرفت و به همین سبب به ربن یعنی «سرور و معلم ما» ملقب شد. وی جامعترین ترجمة المجسطی را از یونانی به عربی انجام داده است (صفا، ص ۱۰۹) و نخستین مترجم آن اثر به عربی است (مصاحب، ص ۱۳۸۵). وی از تربیتیافتگان حوزة علمی مرو و بر دین نصرانی و به قولی، بر دین یهود بوده است (صفا، همانجا).
ابن ربن به نقلی در اواخر روزگار ابوجعفر منصور خلیفة عباسی (۱۳۶ ـ ۱۵۸ ق) یا اوایل خلافت مهدی عباسی (۱۵۸ ـ ۱۶۹ ق) به دنیا آمده است و به نوشتة خود او در فردوسالحکمه شاهد آتشسوزی عظیمی در طبرستان(آمل) بوده است. آن حادثه را مصادف با لشکرکشی مهدی خلیفة عباسی دانستهاند و نتیجه گرفتهاند که اگر وی در آن هنگام دست کم ۱۰ ساله بوده، پس در حدود ۱۵۷ ق زاده شده است. برخی منابع متأخر تاریخ تولد وی را ۱۹۲ ق در شهر مرو نوشتهاند (نجمآبادی، ص ۳۱۶).
او استاد محمد بن زکریا رازی بود و همچنین استاد ده ها بزرگ و عالم دیگر.
در تاریخ مرگ او نیز اختلاف است. در الاعلام (ج ۴ ص ۲۸۸) سال ۲۴۷ ق، و در هدیةالعارفین بغدادی (ج ۱ ص ۶۶۹) سال ۲۶۰ ق آمده است. حلبی (ص ۱۱۲) سال مرگ او را حدود ۳۱۰ ق ذکر کرده و انزابی (ص ۵۴۵) چنین نوشته است: «اگر چه تاریخ تولد و وفات او به درستی معلوم نیست، اما به سبب همزمانی او با متوکل عباسی میتوان گفت که وی تا اواخر نیمة اول سدة ۳ ق زنده بوده است.» (انزابی، همانجا).
او خدمت بزرگی به خلق کرد.
در بیشتر منابع به واسطة نامش او را یهودی پنداشتهاند و در معرفی او آوردهاند که در آغاز یهودی بوده است و حتی ابن ندیم (ص ۵۲۷) گفته که «بردست معتصم اسلام آورد…» ولی مشخص نکرده است از چه دینی. و خود ابن ربن (ص ۳۳، ۹۸ ـ ۹۹) آورده که ابتدا مسیحی بوده و سپس با غور و تعمق در اندیشههای اسلامی و معانی قرآنی به اسلام گرویده است و طبری مورخ و ابن خلکان نیز او را مسیحی دانستهاند (انزابی، همانجا). ابن ربن طب را از پدر فرا گرفت و پس از آن با استفاده از منابع طبی یونانیان و علمای دیگر آن را تکمیل کرد. در جوانی، حدود سال ۲۱۴ ق، با پدرش به خدمت مازیار بن قارن، امیر طبرستان (متوفی ۲۲۳ ق) در آمد و به عنوان دبیر سرگرم کار شد و در این شغل آنچنان مهارت داشت که به قول ابن اسفندیار (ص ۱۳۰) نوشته هایش «بلغای عراقین و حجاز» را به تعجب وامیداشت. پس از قتل مازیار بن قارن به ناچار به ری رفت و به گفتة ابن قفطی (ص ۱۵۵) زکریای رازی چندی نزد او طب خواند و از تجربیات او بهرهمند شد (حلبی، ص ۱۱۲)؛ «معلم او [ رازی ] را در علم طب علی بن ربن الطبری دانستهاند و
در پارهای منابع آمده پس از قتل مازیار به عراق رفت و در سامرا اقامت گزید و مورد احترام معتصم عباسی قرار گرفت و به قولی به دست او اسلام آورد و سپس متوکل نیز او را به ندیمی خود برگزید. تردیدی نیست که رفتن ابن ربن به دارالخلافه در روزگار معتصم بوده است، اما با توجه به نوشتة خود وی در زمان متوکل و با راهنمایی او بوده که اسلام را پذیرفته است (ابن ربن، ص ۲۱۰). بنا بر این نوشتة ابن ندیم و به تَبَع او دیگران مبنی بر مسلمان شدن ابنربن به دست معتصم نادرست مینماید (انزابی، همانجا).
ابن ربیطبری از حکیمان و فیلسوفان بزرگ است ولیکن زمانی هم در کسب حکمت کوشیده، نهایت آنکه بعدها کلاً از حکمت بریده و به طب پرداخته است و به قول ابن قفطی (همانجا) «در آغاز به حکمت مشغول بود، آنگاه یک سره به طبیعیات پرداخت». وی پسری همنام خود (= ربن طبری) داشته که در طب استاد بوده و در هندسه و ریاضیات دست داشته است و کتب فلسفی را از زبانی به زبانی دیگر نقل میکرده است (حلبی به نقل از طبقات الاطبا و اخبارالحکما، ص ۱۱۴). در لغتنامة دهخدا (ج ۱۰، ص ۱۵۳۵۴) به نقل از تتمة صوانالحکمة بیهقی آمده است: «ابن ربن طبری از کُتّاب مرو بوده است، همتی بلند داشت و به انجیل و پزشکی عالم بود و ربن به معنی معلم و استاد بزرگ باشد. وی از دانشمندان بزرگ به شمار میرفت و گواه این گفتار کتاب فردوسالحکمة اوست…».
ابن ربن از نظر علمی چنان مقامی داشت که او را هم طراز رازی، مجوسی و ابن سینا دانسته و یکی از چهار دانشمند و پزشک بزرگ اسلام ذکر کردهاند (براون، ص ۲۵ به نقل از انزابی). ابن ربن طبری کسی بود که مسری بودن سل ریوی را اعلام کرد (دفاع، ص ۲۲). از سخنان حکیمانة اوست: ۱٫ نادان همواره در معرض مرگ است، ۲٫ تندرستی پایان هر آرزویی است، ۳٫ آزمون بسیار سبب افزایش خرد باشد، ۴٫ تکلف زیانآور است، ۵٫ بدترین گفتار آن است که جزئی از آن جزء دیگر را نقض کند (دهخدا، ج ۱۰، ص ۱۵۳۵۴). به ابن ربن آثار بسیاری منسوب است که از شماری از آنها فقط نامی مانده است. از آثار اوست:
۱٫ فردوسالحکمه . در کلیات پزشکی.
۲٫ کتاب الدین و الدوله فی اثبات نبوةالنبی محمد (ص)، این اثر در ۱۰ باب به عربی و در برتری دین اسلام به سایر ادیان است و همچنین اطلاعاتی دربارة ادیان هند و فرق گوناگون اسلام و مسیحیت و… در آن آمده است. مینگانا این اثر را از روی نسخة کتابخانه جون ریلاند همراه با ترجمة انگلیسی در منچستر ۱۹۲۳ به چاپ رساند و این اثر در همان سال در مصر نیز منتشر شد. عادل نویهض برای دومین بار متن این اثر را در ۱۹۷۳ در بیروت به چاپ رساند. این کتاب در ۱۴۴ صفحه به قطع وزیری و حاشیهدار است که در پشت جلد آن چنین آمده است: «کتاب الدین و الدوله فی اثبات نبوةالنبی محمد صلیالله علیه و سلم ـ تألیف علی بن ربن الطبری و ساعده فیه جعفرالامام المتوکل علیالله امیرالمؤمنین» ایضاً در پشت جلد همین مطلب را به زبان انگلیسی دارد (نجمآبادی، ص ۳۲۳؛ انزابی، ص ۵۴۶). ابن ندیم بجز فردوسالحکمه این سه اثر را از او دانسته است: ۱) تحفةالملوک، ۲) کناشالحضره، ۳) منافع الاطعمة و الاشربه و العقاقیر، ۴) ارفاقالحیاة، ۵) کتاب فی تربیة الاغذیة، ۶) کتاب فی الحجامة، ۷) کتابالرد علی اصنافالناصری که نام آن در کتاب الدین و الدوله آمده است،
الکتاباللؤلؤ که نسخهای از آن در کتابخانه ایاصوفیه موجود است. از کتاب دیگر او با نام حفظالصحه نسخهای در بادلیان آکسفورد نگهداری میشود (حلبی، ص ۱۱۳؛ انزابی، ص ۵۴۶؛ نجمآبادی، ص ۳۲۳). نجمآبادی (ص ۳۲۴) این آثار را به نام او آورده است: کتاب فی الحجامه، کتاب فی الامثال و الادب علی مذاهب الفرس و والروم و العرب، کتاب عرفان المیاه .
منابع
کاملترین و درستترین منبع:علامه دهخدا
۱٫ ابن اسفندیار، محمد بن حسن، تاریخ طبرستان، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۲۰ ش.
۲٫ ابن ربن طبری، علی بن سهل، الدین و الدوله، به کوشش عادل نویهض، بیروت، ۱۹۷۳ م.
۳٫ ابن قفطی، اخبارالحکما، به کوشش یولیوس لیپرت، قاهره، ۱۳۲۶ ق.
۴٫ ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ترجمة محمدرضا تجدد، تهران، ۱۳۸۱ ش.
۵٫ انزابینژاد، رضا، «ابن ربَّن»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج ۳، تهران، ۱۳۴۷ ش.
۶٫ براون، ادوارد، طب اسلامی، ترجمة محمد رجبنیا، تهران، ۱۳۵۱ ش.
۷٫ بغدادی، اسماعیل پاشا، هدیةالعارفین، بیروت، ۱۹۹۰ م.
۸٫ حلبی، علی اصغر، تاریخ فلاسفة ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش.
۹٫ دفاع، علی عبدالله، اعلام العرب و المسلمین فی الطب، بیروت، ۱۹۸۳ م.
۱۰٫ دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، تهران، ۱۳۷۷ ش (دورة جدید).
۱۱٫ زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ۱۹۸۶ م.
۱۲٫ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، ج ۱، تهران، ۱۳۷۱ ش.
۱۳٫ مصاحب، غلامحسین، دائرةالمعارف فارسی، ج ۱، تهران، ۱۳۸۰ ش.
۱۴٫ نجمآبادی، محمود، تاریخ طب در ایران پس از اسلام، تهران، ۱۳۵۳ ش.
۱۵٫ Ali Ibn Rabh Tabari(Sahl ibn) Philosopher(hamnik book 2009)
معرفی دوم:
اِبْنِ رَبَّن، ابو الحسن على بن سهل، معروف به ابن ربن طبری، آشنا به علوم دینى، پزشک داروشناس مشهور ایرانى سدة ۳ق/۹م. مهمترین آگاهیهایى که دربارة زندگى او در دست است، اطلاعاتى است که خود در دو کتاب فردوس الحکمة و الدین و الدولة آورده است. مآخذ دیگری که به شرح احوال وی پرداختهاند، تاریخ تولد و درگذشت، زادگاه، نام دقیق او و پدرش و حتى آیین او را به روشنى نیاورده و از آن به تسامح گذشتهاند ولی با کشفیات یافت شد که از مردمان شهر دارالعلم آمل بود و پدرش استاد بزرگ سهل طبری. خاندان ابن ربن در خراسان و عراق به علم و فضل شهرت داشتند (ابن ربن، الدین و الدولة، ۱۸۹). صدیقى (ص) و نویهض (ص ۹-۱۰) تولد ابن ربن را در اواخر روزگار ابوجعفر منصور خلیفه عباسى (۱۳۶- ۱۵۸ق/۷۵۳- ۷۷۵م) و یا اوایل خلافت مهدی عباسى (۱۵۸- ۱۶۹ق/۷۷۵- ۷۸۵م) دانسته و به استناد نوشتة ابن ربن ( فردوس الحکمة، ۵۱۸ – ۵۱۹) که مىگوید به همراه پدرش شاهد آتشسوزی عظیم در طبرستان بوده است، آن رویداد را با لشکرکشى مهدی خلیفه عباسى به طبرستان در ۱۶۷ق (ابن اثیر، ۶/۷۵؛ ابن کثیر، ۱۰/۱۵۳)، همزمان پنداشته و نتیجه گرفتهاند که اگر وی در آن هنگام دست کم ۱۰ ساله بوده باشد (نویهض، ۱۰) پس در حدود ۱۵۷ق به دنیا آمده بوده است. برخى از منابع متأخر نیز بدون ذکر مأخذ، تاریخ تولد او را ۱۹۲ق/۸۰۸م در شهر مرو نوشتهاند (دفاع، ۲۲؛ نجمآبادی، ۳۱۶). در تاریخ درگذشت، او نیز اختلاف وجود دارد. زرکلى (۴/۲۸۸) او را متوفای ۲۴۷ق/۸۶۱م و بغدادی (۱/۶۶۹) ۲۶۰ق دانسته است. اگر چه تاریخ تولد و وفات او به درستى معلوم نیست، اما به سبب همزمانى او با متوکل عباسى مىتوان گفت که وی تا اواخر نیمة اول سدة ۳ق زنده بوده است.
پدرش از بزرگان و دبیران مرو بود که طب را به عنوان حرفة خانوادگى و برای خدمت به خلق فراگرفت و به همین جهت به ربن یعنى (سرور و معلم ما) ملقب شد (ابن ربن، فردوس الحکمة، ۱). با اینهمه بسیاری از مآخذ در ذکر نام و لقب وی و پدرش با یکدیگر اختلاف دارند و آن را به صورتهای على بن زید (مسعودی، ۸/۳۲۶)، على بن ربن (ابن صاعد، ۶۱)، على بن زین (یاقوت، ادبا، ۱۸/۴۸؛ همو، بلدان، ۲/۶۰۸؛ ووستنفلد، و على بن زیل (ابن ندیم، ۲۹۶) آوردهاند. حتى با توجه به اینکه «ربن» و «راب» از القاب روحانیون یهود است، او را یهودی انگاشتهاند (ابن قفطى، ۱۵۵، به نقل از ابن ندیم؛ قس: ابن ندیم ۲/۱۴۲). به همین سبب بیشتر کسانى که شرح حال او را نوشتهاند، به عنوان پزشکى که قبلاً یهودی بوده است، از او نام بردهاند (بغدادی، همانجا؛ بستانى، ۳/۸۷)، اما وی خود در کتاب الدین و الدولة (ص ۳۳، ۹۸- ۹۹) آورده است که ابتدا مسیحى بوده و سپس با غور و تعمق در اندیشههای اسلامى و معانى قرآنى به اسلام گرویده است. مورخان بزرگى چون طبری (۹/۸۵) و ابن خلکان (۵/۱۵۹) نیز بر مسیحى بودن او تصریح کردهاند.
ابن ربن طب را نزد پدرش آموخت، سپس با استفاده از آثار یونانیان و دانشمندان دیگر آن را تکمیل کرد (ابن ربن، فردوس الحکمة، ۸؛ صدیقى، «ز») و اگرچه بعضى او را استادِ زکریای رازی مىدانند (ابن قفطى، ابن خلکان، همانجاها)، لکن با توجه به اینکه رازی متولد ۲۵۱ق/۸۶۵م است و ابن ربن در حدود ۲۲۵ق از طبرستان کوچ کرده است،
ابن ربن روزگار جوانى را در طبرستان سپری کرد. وی از دبیران حاکم طبرستان (ابن ربن، فردوس الحکمة، ۲) مازیار بن قارن بود و در این شغل آنچنان مهارت داشت که نوشتههایش «بُلَغای عراقین و حجاز» را به تعجب وا مىداشت (ابن اسفندیار، ۱/۱۳۰). پس از گرفتاری و قتل مازیار، وی در ۲۲۴ق به عراق رفت و در سامرا اقامت گزید و مورد احترام معتصم قرار گرفت و به قولى به دست او اسلام آورد. سپس متوکل نیز او را به ندیمى خود برگزید (ابن ندیم، ۲۹۶)تردیدی نیست که رفتن ابن ربن به دارالخلافه در روزگار معتصم بوده است، اما با توجه به نوشتة خود وی، در زمان متوکل و با راهنمایى و در منادمت او بوده که اسلام را پذیرفته است ( الدین و الدولة، ۲۱۰). بنابر این نوشتة ابن ندیم و به تبع او دیگران، مبنى بر مسلمان شدن وی به دست معتصم نادرست مىنماید. ابن ربن از نظر علمى چنان مقامى داشت که او را همطراز رازی و مجوسى و ابن سینا نام برده و یکى از ۴ دانشمند و پزشک بزرگ مسلمان دانستهاند (براون، ۲۵). همو بود که مسری بودن سل ریوی را اعلام داشت (دفاع، ۲۲)
آثار: آثار بسیار به ابن ربن نسبت داده شده است که برخى از آنها به دست ما رسیده، ولى از برخى دیگر فقط نامى باقى مانده است. معروفترین آثار او اینهاست:
۱-فردوس الحکمة، دائرةالمعارفى است طبى و یکى از کهنترین و معتبرترین آثار جامع طب جهان در «طب الابدان و الانفس» (ابن ربن، فردوس الحکمة، ۹) که دارای ۳۰ مقاله و ۳۶۰ باب است و در آن غیر از طب از علوم مختلف دیگر مانند فلسفه، هواشناسى، جانور شناسى، جنینشناسى، روانشناسى و ستارهشناسى نیز سخن رفته است (سارتن، ۱/۶۵۵؛ براون، ۷۳). خود این کتاب را کنّاش (مجموعة مختصر) خوانده و به «بحر المنافع» و «شمس الا¸داب» ملقب ساخته است ( فردوس الحکمة، ۸). بدین ترتیب دانسته مىشود آنان که «کناش الحضرة» و «بحرالفوائد» را کتابهای مستقلى دانستهاند (ابن ندیم، ابن اسفندیار، همانجاها)، راه خطا پیمودهاند. این کتاب یک دورة کامل طب و درمان و بهداشت را در بردارد و چون از نخستین کتابهای طبى اسلامى است، نظرات قدما نیز در آن منعکس است (نجمآبادی، ۳۲۲-۳۲۳)
ابن ربن در تألیفات این کتاب از آثار بقراط، جالینوس، ارسطو، یوحنا برماسویه، حنین بن اسحاق و رسالههای هندی و دیگر آثار گذشتگان سود جسته است ( فردوس الحکمة، همانجا). بخشى از آن (ص ۵۵۷ به بعد) نیز به طب هندی اختصاص دارد و تنها کتاب از پیشینیان است که در طب هندی به تفصیل بحث کرده است (الگود، ۴۱۹). فردوس الحکمة یکى از کتب معانى و آغازین طبى در تمدن اسلامى است که شیوة آن مورد استفادة متأخران قرار گرفته است (نجمآبادی، ۳۲۳)، چنانکه هر یک از آنان به مناسبتى در آثار خود از آن نام بردهاند: رازی در الحاوی (۶/۲۳۶، ۲۵۱، ۷/۱۹۳)، قلانسى در اقراباذین (۱۸/۳۰۲)، ابن بیطار در جامع المفردات الادویة و الاغذیة (۱/۱۰۷، ۳/۶). فردوس الحکمة با مقدمهای بسیار عالمانه از روی نسخ برلین، بریتانیا و گوتا توسط محمد زبیر صدیقى در ۱۹۲۸م در برلین چاپ شده و هم اکنون در دسترس است. ابن ربن خود آن را به سریانى نیز ترجمه کرده بوده است ( فردوس الحکمة، 
۲- الدین و الدولة فى اثبات نبوة النبى محمد(ص). در این کتاب، ابن ربن حقانیت دین اسلام و برتری آن را بر ادیان دیگر مورد بررسى قرار داده و اطلاعاتى دربارة ادیان هند و فرق گوناگون اسلام و مسیحیت و غیره در ۱۰ باب آورده است (کردعلى، ۲۶). کتاب مذکور در ۱۹۲۲م توسط مینگانا۱ به انگلیسى ترجمه شده )، GAL,S,I/405) متن اصلى آن نیز توسط همو به چاپ رسیده، سپس عادل نویهض برای بار دوم متن آن را در ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م در بیروت منتشر کرده است.(قفطی چ لیپزیک ص
دیگر آثار ابن ربن اینهاست: تحفة الملوک؛ کتاب فى الامثال و الادب على مذاهب الفرس و الروم و العرب (ابن ندیم، ۳۱۶). انتساب این اثر را به ابن ربن با اختلافى که در ضبط نامها هست باید با احتیاط تلقى کرد؛ کتاب منافع الاطعمة و الاشربة و العقاقیر (همو، ۲۹۶)؛ کتاب عرفان الحیوة یا ارفاق الحیاة؛ کتاب فى ترتیب الاغذیة، کتاب فى الحجامة (ابن ابى اصیبعه، ۱/۳۰۹)؛ حفظ الصحة، نسخة خطى این کتاب در کتابخانة بودلیان اکسفورد محفوظ است )؛ GAL,S,I/415) کتاب الرد على اصناف الناصری که مؤلف در کتاب الدین و الدولة از آن نام برده است (نویهض، ۱۹؛ ، GAL,S همانجا)؛ الکتاب اللؤلؤ، نسخهای از آن در کتابخانة ایاصوفیه نگاهداری مىشود .(GAS,III/239)
ماخذ : دایره المعارف بزرگ اسلامی
English:
Ali Ibn Rabban Al-Tabari
From the Book “Muslim Scientists and Scholars and Big philosopher” — by PharmEvo (Pvt) Ltd
Al-Tabari was the teacher of the distinguished physician Zakariya al-Razi. Ali Ibn Rabban al-Tabari was born in 838 C.E. He was also known as Abu al-Hasan. Al-Tabari is most famous for his world-renowned medical treatise ‘Firdous al-Hikmat.’ Besides the medical science, he was also an accomplished Philosopher, Mathematician and Astronomer. He died in 870 C.E. Ali Ibn Rabban’s parents belonged to the city of (Tabristan) Amol. His father Sahl belonged to a respectable family and his compatriots called him as ‘Rattan’ a high title of respect meaning ‘my leader.’
His father was a very successful and accomplished physician and was known for his work in the art of calligraphy. He was well learned in Astronomy, Philosophy, Mathematics and Literature. His father wrote a scholarly commentary on Batlemus’s book Al-Mijasti, expounding some of the finer points that were not understood well by previous translators.
Ali Al-Tabari received education in Medical sciences and calligraphy from his father Sahl. He attained competence in these fields at an early age. In addition, he also mastered Syriac and Greek languages.
Al-Tabari’s world-renowned seven-volume treatise Firdous al-Hikmat is the first Medical encyclopedia that incorporates several branches of medical science. This work was translated and published for the first time in the twentieth century. Prior to this publication, only five of his original manuscripts were found in libraries of the West. Dr. M.Z. Siddiqui has recently edited all volumes of Firdous al-Hikmat. In the Preface, Dr. Siddiqui has provided very useful information regarding this encyclopedia and al-Tabari. Where necessary, he has added explanatory notes to facilitate understanding of this work. Firdous al-Hikmat was published later also in the Western Europe. The seven volumes contain the following:
Volume One: Kulliyat-e-Tibb. This volume discusses contemporary knowledge of medical science.
Volume Two: Elucidation of the organs of the human body, rules for keeping good health, and comprehensive account of certain muscular diseases.
Volume Three: Discussion and prescription of diet for good health and prevention of diseases.
Volume Four: Discussion of all diseases from head to toe. This volume is most valuable of the seven volumes. It is the largest volume and is nearly half the size of the encyclopedia. Volume four is divided into twelve sections:
General causes relating to eruption of diseases
Diseases of the head and the brain
Diseases relating to the eye, nose, ear, mouth and the teeth
Muscular diseases (paralysis and spasm)
Diseases of the regions of the chest, throat and the lungs
Diseases of the abdomen
Diseases of the liver
Diseases of gallbladder and spleen
Intestinal diseases
Different kinds of fever
Miscellaneous diseases – includes a brief explanation of organs of the body
Examination of pulse and urine
Volume Five: Flavor, taste and color.
Volume Six: Drugs and Poison.
Volume Seven: Miscellaneous topics on health care. It includes a discussion of climate and astronomy, and a brief review of Indian medicine.
Al-Tabari wrote Firdous al-Hikmat in Arabic and also translated it into Syriac. He wrote two more works, Deen-e-Doulat and Hifz al-Shehhat. The Oxford University library has the latter manuscript